0

Lyssna på Toklaynga

BVLyssnaMCT

It was dusk at Tokalynga and we were to perform in the nature, with grass and trees all around us, and there was a bon fire in the middle of the scene. The four of us walked to the beat of the drum across the parking lot towards the audience.

هوا مه الود بود در روز اجرا در توكلينگه،. و اجراى ما هم بيرون بر گزار ميشد در دل طبيعت،دور تا دور ما پر بود از درختان و علف هاى سر سبز،يك مكان رويايى براى اجراى تاتر.همچنين كوپه اى از اتش در وسط صحنه كه تماشاگران دور تا دوره ان نشسته بودند.و من به همراه سه نفر ديگر ميرفتيم كه براى انها تاتر اجرا كنيم.

11903979_10152990889416046_897514832085646573_n

When I saw the people sitting by fire I felt less stress than I usually do when I perform. The audience was my friends from Malmö Communiyteater and staff and actors from Tokalynga teater Akademi.

وقتى من تماشاگران را ديدم كه در كنار هم نزديك كوپه اتش نشسته بودند منتظر اجراى ما ، احساس استرس كمترى نسبت به اجراهاى قبليه خودم داشتم اغلب تماشاگران از دوستان خودم بودندكه در مالمو همراهشان تاتر بازى ميكنم ، ودر ميانشان كاركنان و بازيگران هم بودند كه جزء اكادميه تاتر توكالينگا بودند

11873388_10152990895596046_8957820611281223235_n

We performed Lyssna, spelet om ordning och reda, which is a play about the powers that control us. I came to be a part of Lyssna because, while I was not a part of of the first performance, I watched the rehearsals and I became very interested in working with masks.

تاترى كه ما انجام داديم در باره قدرتى بود كه آدم را كنترل ميكرد ، كه من هم به ان پيوستم . چون كه از اول و در اولين اجرا در ان حضور نداشتم .و وقتى تمرين كردن انها را ميديدم علاقه زيادى داشتم كه همراه انها بازى كنم و نقاب به صورت بزنم.

 

LyssnaMCT1 kopia

The mask make me feel more powerful because of the character wich is Justita, a personification of justice, and I decide over peoples life. I control everything. And no one can do anything without my say.
When we play Aman is the power and the Law that controles Zahed the asylum seeker, but I am a greater force and I have the power and the ability to rule.

نقاب ها احساس عجيبى به من ميداد ، احساس قدرت وبيشتر به خاطر شخصيتى كه در اجرا داشتم ”عدالت” و من ميتوانستم براى زندگي مردم تصميم بگيرم و همه چيز و همه كس را كنترل كنم . وقتى بازى ميكرديم امان نقش كسى راداشت كه قانون را اجرا ميكرد و زاهد كسى بود بدون مدرك كه بايد از قوانين پيروى ميكرد و واه ديگري نداشت . ولى شخصيت تاتريه من از انها بالاتر بود ”عدالت

Pierrot vid elden
As we played out in nature by a fire, and this was my first time doing any thing like this, it felt very powerful.

و همان جور كه گفتم ما در دل طبيعت و در كناره كوپه اتش بازى كرديم ، و اين اولين اجراى من بود كه صحنه ما طبيعت بود ، و همين به من ميرويه خاصى مى بخشيد

Lyssna efteråt kopia

Lyssna, spelat om ordning och reda is, as I see it, about the power that don’t allow you to do anything and also control you. You can´t do what ever you want in a society, so in some cases is good that we have Law, otherwise the society become so messy. But I think it is not good when a refugees come to a country because of the problem that they had at home, and the Law treat them like criminals.

By Farhad.

به نظر من اين تاتر بيشتر در باره قدرتهايى بود كه به تو اجازه هيچ كارى را نميدهند و تو را تحت نظر دارن و تو نميتوانى كارى را كه دوست دارى در جامعه اى كه در ان زندگي ميكنى انجام دهى. ولى از يك نظر وجود قدرت و قانون در يك جامعه ضرورى است در غير اينصورت با جامعه اى پر هرج و مرج روبرو خواهيم شد. ولى من فكر ميكنم اين قدرت و قانون نبايد مختص كسانى باشد كه به خاطر مشكلاتى….مجبور به ترك كشورشان شدند و طورى با انها برخورد شود كه مرتكب جرمي بزرگ شدند

فرهاد

Kommentera

E-postadressen publiceras inte. Obligatoriska fält är märkta *